|
چکیده
|
هدف تحقيق حاضر بررسي و نقد جريان فمينيسم و فمينيسم افراطي و نيز آسيبشناسي اين پديده است که به روش کتابخانهاي انجام گرفته است.\r\nپس از بررسيهاي انجام گرفته نتايج به دست آمده نشانگر اين است که ستمهاي روا شده بر زن از بزرگترين و کهنترين ستمهاي تاريخ بشري است و بيشک, خردمندان و نيکخواهان بايد به زودي براي اين زخم کهنه و درد مزمن انسان, درماني علمي, منطقي و عملي بجويند. بيترديد نه «مدافع حقوق زن» الزاماً فمينيسم است و نه «منتقد فمينيسم» حتماً مخالف حقوق زنان است. به همين دليل, دفاع از حقوق و منزلت انساني زن را نيز با مرام «فمينيسم» نبايد مساوي انگاشت. جريان فمينيسم با وجود تبليغات گسترده, بهويژه در غرب نتوانست گامي مؤثر و عملي براي ارتقاي جايگاه زنان جهان بردارد و در برخي موارد با تندروي باعث نتيجه عکس و افول جايگاه زنان شده است.\r\nدر اين مقاله ابتدا تاريخچه فمينيسم, نحوه شکلگيري آن و امواج سه گانه فمينيسم بررسي شده است. پس از نقد و بررسي اقسام فمينيسم, تفاوتهاي ميان فمينيسم مدرن و فمينيسم کلاسيک بيان شده, در ادامه آسيبشناسي فمينيسم و نقش فمينيسم افراطي در افول آمريکا مطرح گرديده است.
|