| عنوان | مرد بودن یا نبودن، مسئله این است روایتهای زنانه از چشمه افسون هزار افسان |
| تعداد صفحات | 19 |
| نویسنده |
|
| مشخصات نشریه | زن در فرهنگ و هنر شماره 3 |
| تاریخ انتشار | پائیز - 1404 |
| محدوده صفحات | 361-343 |
| کلید واژه | نقد فمینیستی روایت زنانه قصههای هزار و یک شب بوطیقا تودورف بازنویسی زنانهنگر چشمه افسون |
| چکیده |
در هزارویکشب فقط شهرزاد برای رهایی از چنگال مرگ قصهسرایی نمیکند که «کنیزک» نیز به ریسمان قصه چنگ میزند تا از کام مرگ برهد. او در رقابت با هفت وزیر، قصههایی را در باب نیرنگبازی مردان حکایت میکند که قصۀ «چشمۀ افسون» یکی از آنهاست. این قصه گرچه از زبان کنیزک و در دفاع از زنان گفته میشود، در آن «زنبودن» بدترین مصیبت خانمانبراندازی است که ممکن است گریبانگیر مردی شود. از اینرو منتقدان فمینیست مصری در کتاب قالت الراویة؛ حکایات من وجهة نظر المرأة من وحی نصوص شعبیة عربیة بر آن انگشت گذاشته و کوشیدهاند از دیدگاهی زنمحور به بازآفرینیاش دست زنند. «حکایت فهد در دنیای زنان» ثمرۀ این تلاش است. برای خوانش این روایت زنانه از دو رویکرد بهره گرفته شد: رویکرد ساختارگرای تزوتان تودوروف و تحلیل فمینیستی. این انتخاب دو دلیل دارد: نخست آنکه تحلیل زنانهنگر نشان میدهد چرا قصۀ یادشده زنستیز است و به بازنویسی زنانه نیاز دارد. همچنین روشن میکند منتقدان فمینیست در روایت نوآفریدۀ خود چگونه از «چشمۀ افسون» سویههای زنستیزانه را زدودهاند. دوم آنکه در بررسی ساختاری روایت در پی پاسخ به این پرسشیم که چنین قرائتی آیا میتواند در دریافت سویههای ضد زن یک متن یا فهم نگاه زنانه در متن دیگر گرهگشا باشد؟ کاربست بوطیقای تودوروف در لایۀ نحوی آن نشان میدهد هر دو روایت، روایت هزارویکشب و بازگفت زنانه، ساختاری همسان دارند که در چارچوب الگوی تودوروف میگنجد، ولی این رهیافت از آشکارساختن و ارزیابی آن لایههای متن که برای منتقدان فمینیست اهمیت دارد ناتوان است. |
| کد مقاله | 52844 |
| تعداد بازدید | 7 |
|
|
پژوهشکده زن و خانواده با هدف تبیین دیدگاه نظاممند دین پیرامون مسائل زن و خانواده، تعمیق پژوهشها و کارشناسیهای دینی و پاسخگویی به نیازهای تئوریک و دفاع از مرزهای اعتقادی در این حوزه توسط مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران در سال 1377 تاسیس گردید. ادامه ...