| عنوان | اثربخشی درمان فراتشخیصی بر توافقپذیری و تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی |
| تعداد صفحات | 18 |
| نویسنده |
|
| مشخصات نشریه | مطالعات زن و خانواده شماره 3 پیاپی 38 |
| تاریخ انتشار | پائیز - 1404 |
| محدوده صفحات | 26-9 |
| کلید واژه | طلاق عاطفی رشت (شهرستان) طلاق توافق پذیری درمان فراتشخیصی تعادل عاطفی توافق پذیری زنان |
| چکیده |
هدف. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان فراتشخیصی بر توافق پذیری و تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی انجام شد. روش. این پژوهش به روش شبهآزمایشی و طرح پژوهشی پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعۀ آماری پژوهش شامل تعداد 214 از زنان با تجربه طلاق عاطفی در سال 1402 بود که از بین آن ها نمونه ای به تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های طلاق عاطفی گاتمن (2008)، تعادل عاطفی دینر و همکاران (2009) و توافق پذیری (کاستا و مک کری، 2005) استفاده شد. گروه آزمایش به میزان 8 جلسۀ تحت مداخله درمان فراتشخیصی بارلو و همکاران (2011) قرار گرفت درحالیکه در این مدت گروه گواه هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. داده های پژوهش با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها. نتایج نشان داد که درمان فراتشخیصی بر افزایش توافق پذیری زنان با طلاق عاطفی اثرگذار بود (001/0 ˂ P-value). همچنین نتایج نشان داد که درمان فراتشخیصی بر افزایش تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی اثرگذار بود (001/0 ˂ P-value). نتیجه گیری. براساس نتایج یافته های پژوهش حاضر نتیجه گیری میشود که میتوان از محتوا و دستورالعمل های درمان فراتشخیصی برای افزایش توافق پذیری و تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی استفاده کرد. تازه های تحقیق: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان فراتشخیصی بر توافق پذیری و تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی بود. نتایج نشان داد درمان فراتشخیصی در افزایش توافق پذیری زنان با طلاق عاطفی مؤثر بود. یافته مذکور با نتایج حاصل از پژوهش های دای و همکاران (2025)، کو و لی (2024) و اکبرزاده و زهراکار (1401) همراستا است. در تبیین یافتۀ یاد شده می توان بیان کرد که درنظرگرفتن منطق پدیدآیی درمان فراتشخیصی یکپارچهنگر، بهبودی و تغییرات معنادار بالینی همزمان در بهبود مؤلفههای هیجانی، روانشناختی و ارتباطی میتواند بهواسطة هدف قرارگرفتن عاملهای مشترکی نظیر افکار تکرار شونده، عاطفة منفی و تنظیم هیجانی باشد که در الگوهای پروتکل روی آنها تأکید زیادی میشود. به بیانی دیگر بهبود در نظمجویی شناختی هیجان به احتمال زیاد غیرمستقیم به سبب تغییرات ایجاد شده در این عوامل مشترک باشد و این موضوع با توجه به تجمیع تکنیکها و مهارتهای اثربخش بر این عوامل مشترک یا فراتشخیصی به منظور هدف قرار دادن علایم کلیدی همة اختلالهای طیف تعاملی، هیجانی و ارتباطی انجام میپذیرد. در تبیینی دیگر میتوان به وجود برخی تکنیکها و مهارتها در تعدادی از جلسات درمانی پروتکل اشاره کرد. چنانکه طی جلسات این درمان، تلاش میشود تا مراجعان مدلهای اجتناب از رفتارهای تعاملی و هیجان را آموخته و با راهبردهای گوناگون اجتناب از هیجان و نیز تأثیر آن بر آگاهی یافتن از اثرات متناقض اجتناب از هیجان و تجارب هیجانی آشنا شوند. مواجهه و استفاده از راهبردهای مختلف آشنایی با تجارب هیجانی سبب میشود تا فرد با مهارت تنظیم هیجانی بالاتر، بتواند روابط محیطی و خانوادگی خود را بهتر مدیریت کرده و براساس آن تنظیم شناختی هیجانی بالاتری را تجربه کند. علاوه بر این، میتوان بیان کرد که مداخلات فراتشخیصی به افراد کمک میکند تا یاد بگیرند که چگونه با هیجانهای نامناسب خود مواجه شده و سازگارانهتر با هیجانهای خود برخورد کنند. روش مذکور در تلاش است تا با تنظیم عادتهای نظمبخشی هیجانی، وقوع و شدت عادتهای هیجانی را کم کرده، میزان آسیب را کاهش و کارکرد آن را افزایش دهند. در رویکرد یکپارچه رفتارها، هیجانات، افکار و احساسها با هم در تعامل پویایی بوده، هر کدام از آنها در تجربۀ هیجانی نقش تعینکننده داشته و در آن اثرگذار هستند. بر این اساس، درمان فراتشخیصی با تأکید ویژه بر نقش هیجانها و شیوۀ پردازش آنها سبب مدیریت و پردازش بهتر هیجانها شده و از این طریق میتواند منجر به افزایش توافقپذیری زنان با طلاق عاطفی شود. در بخش دیگری از این پژوهش نتایج نشان داد درمان فراتشخیصی در افزایش تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی مؤثر بود. یافتۀ مذکور با نتایج حاصل از پژوهشهای بیگی و لطفی (1402)، فیروزی و همکاران (1401) ما و همکاران (2021) همراستا است. در تبیین یافتۀ یاد شده میتوان بیان کرد تکنیکهای درمان فراتشخیصی از قبیل آگاهی هیجانی، مواجهه، پذیرش هیجانات و بازسازی شناختی، باعث میشود که فرد از ارتباط متقابل بین افکار و هیجانات آگاه و ارزیابیهای ناسازگارانه خودکار شناسایی شوند و این ارزیابی مجدد شناختی، باعث افزایش انعطافپذیری در افکار و تعدیل احساسات شده و سبب میشود تا افراد، با به کارگیری انعطافپذیری شناختی، قدرت حل مسئلۀ خود را نیز بهبود داده و با کسب قدرت مقابلهای بالاتر، تابآوری روانشناختی بیشتری را از خود نشان دهند. علاوه بر این، میتوان بیان کرد که درمان فراتشخیصی یکپارچه به منظور آماج قرار دادن عوامل مشترک بین اختلالهای هیجانی و اختلالهای روانشناختی دارای آسیبهای هیجانی طراحی شده است و تأکید عمدة آن بر تجربه و پاسخهای هیجانی است. بر این اساس، درمان فراتشخیصی یکپارچه به زنان دارای طلاق عاطفی میآموزد که چگونه با هیجانات ناخوشایند خود مواجه شده و به شیوه سازگارانهتری به هیجانهای خود پاسخ دهند. این درمان کمک میکند تا افراد فهم بهتری از تعامل افکار، احساسها و رفتارها در ایجاد تجربههای هیجانی درونی داشته باشند و این روند میتواند به بهبود پردازش شناختی و روانشناختی منتهی شده و تعادل عاطفی روانشناختی بالاتری را در پی داشته باشد. این پژوهش با محدودیتهایی روبهرو بود که میتوان به موارد زیر اشاره کرد: الف) نتایج پژوهش به زنان با طلاق عاطفی ساکن شهر رشت محدود بود. ب) از آنجا که پرسشنامه های مورد استفاده و گزینه های موجود جهت پاسخ به عبارات پرسشنامه ها به شکل بسته تنظیم شده بود، لذا این امر پاسخ دهندگان را محدود و امکان پاسخگویی بیشتر و تشریح نظرات خود را به آنها نمیداد. ج) عدم پیگیری تغییرات ناشی از درمان فراتشخیصی به دلیل زمان محدود و دشواری جمع کردن دوباره آزمودنی ها در پژوهش بود که اجازه اجرای مطالعات پیگیری را نداد. د) با وجود تلاش بسیار، پژوهشگر موفق به پیداکردن پژوهشی که مستقیم به این موضوع پرداخته باشد، نشد. باتوجه به نتایج به دست آمده، پیشنهادهای کاربردی زیر قابل ارائه است: 1) در پژوهش های بعدی به جهت آگاهی از میزان پایداری نتایج، از آزمون پیگیری استفاده شود، 2) به جهت اهمیت موضوع طلاق عاطفی و غنی سازی پیشینه مطالعاتی، سازمان هایی نظیر بهزیستی انجام چنین پژوهش هایی را در اولویت قرار دهند، 3) مشابه این پژوهش برای زنان با طلاق عاطفی سایر شهرها نیز انجام شود. |
| کد مقاله | 53221 |
| تعداد بازدید | 2 |
|
|
پژوهشکده زن و خانواده با هدف تبیین دیدگاه نظاممند دین پیرامون مسائل زن و خانواده، تعمیق پژوهشها و کارشناسیهای دینی و پاسخگویی به نیازهای تئوریک و دفاع از مرزهای اعتقادی در این حوزه توسط مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران در سال 1377 تاسیس گردید. ادامه ...